|
در آستانه انتخابات دهم و در کوران تبلیغات نامزدها توجه شما را به چند حدیث تکان دهنده جلب می کنم:
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله)فرمود:
هرکس مرد یا زن مؤمنی را تهمت بزند یا چیزی که در او نیست بگوید، خدا او را روز قیامت بر محلی از آتش نگه می دارد تا از عهده آنچه گفته است برآید.
حضرت صادق (علیه السلام) می فرماید:
هرکس به مرد یا زن با ایمانی بهتان بزند، به آنچه در آنها نباشد، خداوند او را در روز قیامت در طینه خبال حبس می فرماید تا از عهده آنچه گفته است برآید. راوی پرسید: طینه خبال یعنی چه؟ حضرت فرمود: چرکی است که از عورت زناکاران در جهنم جاری می گردد.
و نیز می فرماید:
هرکس برادر مؤمنش را تهمت بزند، ایمان در دلش ضایع می شود و از بین می رود چنان که نمک در آب حل می شود و خلاصه آنکه تهمت موجب فساد قلب و زوال ایمان است.
خدا هست، خدا هست غفلت از او نکنید. خدا حاضر است. همه ما تحت مراقبت هستیم وَاللَّهُ مِنْ وَرائِهمْ مُحیطٌ (سوره بروج، آیه 20.) مراقب است. آن خطرات قلب شما در مراقبت حق تعالى است. آن لحظات چشم شما در مراقبت حق تعالى است. آن حرکات زبان شما در محضر حق و در مراقبت اوست. توجه داشته باشید که این دنیا رفتنى است، و حساب شما با کسى است که همه چیزتان تحت مراقبت بوده است.
دوباره سالی گذشت و سال جدیدی آغاز شد.
آن رفت و این آمد.
1387 رفت و 1388 آمد و یک سال دیگر، در همین روزها و همین لحظات، 1388 هم خواهد رفت.
نمیدانم سال دیگر در موقع آغاز سال جدید هستم یا نه، ولی میدانم که همه چیز و همه کس، در حال آمدن و رفتن هستند.
یکی به این دنیا چشم میگشاید و سلامی میدهد و یکی هم بر این دنیا چشم میبندد و وداع میکند.
و دنیا همین است؛
آمدن و رفتن.
و وقتی با چشم دنیایی به آن مینگریم، آمدنها چه زیباست و رفتنها چه غمگین.
و چه زیباست وداعی که با شادی و شوق باشد و آن وداع، مخصوص اهل ایمان است و توفیقی است که اهل هنرهای آسمانی، درکش میکنند و به تعبیر یکی از اهالی آسمان:
"هنر آن است که بمیری، پیشاز آنکه بمیرانندت، مبدأ و منشأ حیات آنانند که چنین مردهاند".
وقتی در کنار سفره هفتسین مینشینیم و قرآن را باز میکنیم و سوره و آیهای از کلام نور را میخوانیم، یادمان باشد که بهار طبیعت، بدون بهار عالمیان، مهدی فاطمه(س)، جلوهای ندارد.
بهار هم منتظر است، منظر نوروز حقیقی، روزی که مهدی(عج) بیاید و عالم را متحول کند و عینیت ببخشد به "حول حالنا الی احسن الحال".
و شاید آن روز، همین فردا باشد.
آری؛ شاید همین فردا.
پس ولی نعمتمان را فراموش نکنیم، که هرچه هست و نیست، به عنایت و وساطتش در برابر خدای بهار آفرین است.
نوروز 88 بر شما مبارک باد.
منبع: خبرگزاری تقریب
داستان پیدایش پروانه عمیق و شگفت انگیز است و ساعتهای بسیاری از زندگی مرا به خود مشغول کرده است. پس از آنکه کرم ابریشم پیله ابریشمین را بدور خود تنید باید تحولاتی صورت پذیرد که از درون قفس مزبور، پروانه سر بر آورده و برای یک زندگی نو عازم سفر به سوی آسمان آبی شود. این جابجائی و تغییر شکل صرفا باین صورت نیست که کرم ابریشم کوتاه و کوچک شود و سپس بالهائی بر بدنش بروید و به یک پروانه مبدل گردد، و تمام جذابیت قضیه هم در همین جاست. به عبارت دیگر اگر در میانه راه تبدیل کرم ابریشم به پروانه، پیله را باز کنید با موجودی که نیمی کرم و نیمی پروانه است مواجه نخواهید شد.
اتفاقی که می افتد این است که کرم ابریشم در درون پیله پس از مدتی از هم می پاشد (Disintegrate) و ماهیت خود را از دست می دهد و به مایعی تبدیل می شود که از سلولهای زنده تشکیل شده است. اما بناگاه اتفاق عجیبی رخ می دهد. نوع جدیدی از سلول در میان دریائی از سلولهای قبلی ظاهر می شود. نه اینکه سلول های جدید از تغییر شکل سلولهای قدیمی پا به عرصه وجود گذاشته باشند، بلکه بطور ناگهانی و به دلائل نامشخصی سلولهای زنده درون مایع که بقایای کرم متلاشی شده هستند خود را با سلول های جدیدی روبرو می بینند که با آنان تفاوت دارند و از جنس آنان نیستند. آنها از کجا آمده اند؟ کسی نمی داند.
ادامه مطلب
راحتى در آخرت است، «وَ النَّاسُ یَطْلُبُونَها فِى الدُّنْیا فَلا یَجِدُونَهُ.»(1)؛ (و مردم آن را در دنیا جست و جو مى کنند و نمى یابند.) اگر خوشى ها و بدى ها یک جا دیده شود، مى بینیم که دنیا دو روز است:
«أَلدَّهْرُ یَوْمانِ: یَوْمٌ لَکَ وَ یَوْمٌ عَلَیْکَ.»(2) روزگار دو روز است: روزى به نفع تو، و روزى بر ضرر تو. سروصدا و گریه ى اطرافیان نفعى به حال شخصى که در حال احتضار و جان کندن است ندارد، بلکه خلوت(3) و گفتن تهلیل «لا إِلهَ إِلاَّ اللّه » براى طرفین نافع است.(4)
شاید اگر مُحْتَضَر توجه داشته باشد، و جایش خوب باشد، از گریه کردن و اظهار ناراحتى آن ها ناراحت گردد. در روایت آمده است که: «مؤمن و کافر، فردا از تأخیر مرگ حسرت مى خورند و آرزو مى کنند که اى کاش زودتر مرده بودم! مؤمن براى این که زودتر به مقامات و تنعم برسد، و کافر براى تخفیف در عذاب به واسطه ى کمى عمرش.»
---------------------------------------------------------------------------------------
1. ر.ک: مستدرک الوسائل، ج 12، ص 173؛ بحارالانوار، ج 75، ص 453؛ عدّة الداعى، ص 179؛ عوالى اللّئالى، ج 4، ص 61.
2. نهج البلاغه، ص 462 و 546؛ بحارالانوار، ج 33، ص 498؛ ج 70، ص 81 و 135؛ ج 74، ص 422؛ ج 75، ص 13 و 84.
3. خلوت ظاهرى و عدم حضور افراد گریه کننده در کنار محتضر و نیز خلوت و توجّه باطنى به حضرت حقّ سبحانه.
4. ر.ک: وسائل الشیعة، ج 2، ص 454؛ مستدرک الوسائل، ج 2، ص 121.
دوباره به این نقطه نگاه کنید. همین جاست!
خانه اینجاست. ما اینجاییم. تمام کسانی که دوستشان دارید، تمام کسانی که میشناسید، تمام کسانی که تا به حال چیزی در موردشان شنیدهاید، تمام کسانی که وجود داشتهاند، زندگیشان را در اینجا سپری کردهاند. برآیند تمام خوشیها و رنجهای ما در همین نقطه جمع شده است.
هزاران مذهب، ایدئولوژی و دکترین اقتصادی که آفرینندگانشان از صحت آنها کاملا مطمئن بودهاند، تمامی شکارچیان و صیادان، تمامی قهرمانان و بزدلان، تمامی آفرینندگان و ویرانکنندگان تمدن، تمامی پادشاهان و رعایا، تمامی زوجهای عاشق، تمامی پدران و مادران، کودکان امیدوار، مخترعان و مکتشفان، تمامی معلمان اخلاق، تمامی سیاستمداران فاسد، تمامی «ابرستارهها» تمامی رهبران کبیر، تمامی قدیسان و گناهکاران در تاریخ گونه ما آنجا زیستهاند؛ در این ذره غبار که در فضای بیکران در مقابل اشعه خورشید شناور است. زمین ذرهای خرد در برابر عظمت جهان است. به رودهای خون که توسط امپراتوران و ژنرالها بر زمین جاری شده، البته با عظمت و فاتحانه بیندیشید. این خونریزان، اربابان لحظاتی از قسمت کوچکی از این نقطه بودهاند. به بیرحمیهای بیپایانی که ساکنان گوشهای از این نقطه، توسط ساکنان گوشه دیگر (که از این فاصله نمیتوان آنها را از هم بازشناخت) متحمل شدهاند.
بیندیشید چقدر اینان به کشتن یکدیگر مشتاقند، چقدر با حرارت از یکدیگر متنفرند. تمامی شکوه و جلال ما، تمامی حس خودمهمبینی بیپایان ما، توهم اینکه ما دارای موقعیت ممتاز در پهنه گیتی هستیم، به واسطه این عکس به چالش کشیده میشود. سیاره ما لکهای گمشده در تاریکی کهکشانهاست. در این تیرگی عظمت بیپایان هیچ نشانهای از اینکه کمکی از جایی میرسد تا ما را از شر خودمان در امان نگاه دارد، دیده نمیشود.
زمین تنها جای شناخته شده است که قابلیت زیست دارد. هیچ جایی نیست؛ حداقل در آینده نزدیک که گونه بشر بتواند مهاجرت کند. مشاهدات، بله؛ استقرار، هنوز نه. خوشتان بیاید یا نه، زمین تنها جایی است که میتوانیم روی پایمان بایستیم. گفته شده که فضانوردی تجربهای است شخصیتساز که فرد را فروتن میسازد. شاید هیچ تصویری بهتر از این، غرور ابلهانه و نابخردانه نوع بشر را در دنیای کوچکش به نمایش نگذارد. برای من این تصویر تأکیدی است بر مسئولیت ما در جهت برخورد مهربانانهتر با یکدیگر و سعی در گرامیداشتن و حفظ کردن این نقطه آبی کمرنگ؛ تنها خانهای که تاکنون شناختهایم.
منبع : وبلاگ شکوفه یاس (http://weblog.persianyas.com)
گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم
گفت: فانی قریب
من که نزدیکم (بقره/???)
گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم... کاش میشد بهت نزدیک شم
گفت: و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/???)
گفتم: این هم توفیق میخواهد!
گفت: ألا تحبون ان یغفرالله لکم
دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/??)
گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی
گفت: و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه
پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/??)
گفتم: با این همه گناه... آخه چیکار میتونم بکنم؟
گفت: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
مگه نمیدونید خداست که توبه رو از بندههاش قبول میکنه؟! (توبه/???)
گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفت: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
(ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزندهی گناه هست و پذیرندهی توبه (غافر/?-?)
گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟
گفت: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
خدا همه ی گناهها رو میبخشه (زمر/??)
گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟
گفت: و من یغفر الذنوب الا الله
به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/???)
گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میکنه؛ عاشق میشم! ... توبه میکنم
گفت: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
خدا هم توبه کنندهها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/???)
ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک
گفت: الیس الله بکاف عبده
خدا برای بندهاش کافی نیست؟ (زمر/??)
گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار میتونم بکنم؟
گفت:
یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما
ای مؤمنین! خدا را زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی ست که خودش و فرشتگانش بر شما درود و رحمت میفرستند تا شما را از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون آرند . خدا نسبت به مؤمنین مهربان است (احزاب/??-??)
با خودم گفتم: خداوند... خالق هستی... با فرشته هاش... به ما درود بفرستن تا آدم بشیم؟! ...
یا على
شاهد کل الجمال ایزد یکتا، على است
پرتو اشراق آن پیداى ناپیدا على است
معنى فرقان، فروغ ملک جان، فخر جهان
شاهد ایمان، شه امکان، مه بطحا على است
بلبل گویاى اسرار گلستان وجود
سرسبحان، شاه ایمان، ماه »او ادنى« على است
نزد دانا باطن »انا هدیناه السبیل«
پیش اهل دل بهشت و کوثر و طوبى على است
آدم و نوح و خلیل و یونس و هود و مسیح
صالح و شیث و شعیب و موسى و عیسى على است
در کتاب آفرینش سوره توحید عشق
در حساب اهل بیتش »عروة الوثقى« على است
بهر مشتاقان عالم مطلع »الله نور«
بهر فرعونان عالم آیت کبرى على است
از همه خاصان حق آنکس که بنماید به صدق
امتثال »سبح اسم ربک الاعلى« على است
در عروج عشق و معراج نبوت همسفر
با همایون شاه »سبحان الذى اسرى« على است.
»هل اتى« قدر و »سلونى« علم و لاهوتى مقام
ملک دین را تاجدار »لا فتى الا« على است.
مرحوم مهدى الهى قمشه?اى
خانه کعبه خانه دلــها است ساحت قدس وجلوه گاه خداست
نیکبخت آنکه همچــو پروانـــه در طـــواف است گرد این خـــانه
در رکوع و سجود سویش باش تو هـم از زائــران کویـــش باش
آیت الله جوادی آملی
در صدر اسلام تفکر اسرائیلی همراه با رسوب تعصّب به دست افرادی چون کعبالأحبار مانند سمّ واگیر منتشر میشد و عترت طاهرین(علیهم السلام) که همتای قرآن کریمند در کمال صلابت به طرد و قدح و ابطال آن همّت میگماردند، که نمونهای از آن در اینجا ذکر میشود:
زراره میگوید: من در کنار امام باقر(علیه السلام) در برابر کعبه نشسته بودم، آن حضرت فرمود: "نگاه به کعبه عبادت است". عاصم بن عمر به آن حضرت عرض کرد: کعبالأحبار میگفت: کعبه هر بامداد برای بیتالمقدّس سجده میکند. امام باقر(علیه السلام) به او فرمود: "تو دربارهی گفتهی کعب چه میگویی؟". عاصم گفت: کعب درست گفت. امام باقر(علیه السلام) به او فرمود: "تو دروغ گفتی و کعبالأحبار هم با تو دروغ گفت". زراره میگوید: آن حضرت غضبناک شد و من هرگز ندیده بودم که امام باقر(علیه السلام) غیر از عاصمبن عمر دیگری را چنین تکذیب کرده باشد. آنگاه آن حضرت فرمود: خداوند هیچ سرزمینی را محبوبتر از کعبه نیافرید: "ما خلقالله عزّوجلّ بقعة فى الأرض أحبّ إلیه منها". پس با دست اشاره به کعبه کرد و فرمود: هیچ سرزمینی نزد خداوند گرامیتر از کعبه نیست: "ولاأکرم علی الله منها..."1.
خدای سبحان بیتالمقدّس را، با همهی قداستی که دارد، به خود اسناد نداد و تنها دربارهی کعبه فرمود: "بیتی"2.
1 ـ وسائل الشیعه، ج 9، ص 363.
2 ـ سورهی بقره، آیهی 125؛ و سورهی حج، آیهی 26.
مأخذ: (صهبای حج، ص 234)منبع